چهار پایه درباره خدا

526 چهار پایه در مورد خدا همسر من ایرا به من می گوید وقتی در مورد خدا حرف می زنم خیلی راحت و حرفه ای خود را بیان کنید. در خدمت کلیسایی قبلی من ، وقتی ذهن من پر از سخنرانی های کلامی بود که باید طی چهار سال در آکسفورد و دو سال در کمبریج در آن شرکت کنم ، ایرا گفت که بعضی وقت ها وقتی از منبر صحبت می کردم ، بسیار گیج کننده صحبت می کردم. موعظه کرد

او این کار را انجام داد تا روشی را که من درمورد مبانی ایمان مسیحی موعظه می کنم ، راحت تر درک کند ، و هنوز هم چنین می کند.

البته او درست است. عیسی مسیحیت خود را فراهم كرد كه هنگام تدریس در مورد ایمان و زندگی با ساده ترین كلمات صحبت كند. او می دانست که اگر کسی چیزی را که می گوید نفهمد ، اصلاً حرفی برای گفتن ندارد. اگر شما چیزی را که کاملاً قابل درک است توضیح دهید ، به معنای سطحی بودن نیست. بیایید در مورد برخی از نکات اساسی که همه باید درباره خدا بدانیم صحبت کنیم.

خدا جالب است

اگر خطبه ای درباره خدا همیشه برای ما کسل کننده به نظر برسد ، دلیل آن واعظ است زیرا او از قوانین اساسی ارتباطات پیروی نکرده است. شاید ما مسئول آن باشیم زیرا به اندازه کافی مراقب نبودیم. می توانیم اطمینان داشته باشیم که گناه هرگز به عهده خدا نیست. تمام چیزهای جالب جهان چیزی جز بازتاب های کم رنگ خدایی نیست که آنها را آفرید. هیچ مطالعه جذاب دیگری در جهان از مطالعه خدا وجود ندارد. کتاب مقدس ما را به مطالعه فرا می خواند وقتی از ما خواسته می شود خدا را با تمام ذهن خود دوست داشته باشیم.

البته ، غالباً با نگاه به اینکه چگونه آفرینش منعکس کننده الهی است ، مطالعه خدا آسان تر است. این بیشتر راهی است که ما راحت تر به آن نگاه می کنیم که به بازتاب خورشید در آفرینش نگاه کنیم ، نه اینکه مستقیم به نور درخشان خورشید نگاه کنیم.

اگر به رنگین کمان نگاه کنیم ، از رنگ های مختلف لذت می بریم ، اما اگر نور خورشید توسط آنها منعکس نشود ، هیچ یک از این رنگ ها برای ما قابل درک نخواهد بود. بنابراین اگر طبیعت خود خدا منعکس نشود ، جهان جالب نخواهد بود.

خدا به روز است

وقتی ما از خدا به عنوان آفریننده صحبت می کنیم ، منظور ما این نیست که خداوند در گذشته در یک مقطع یک دکمه را فشار داده و همه چیزها به وجود آمده اند. ما همچنین معتقدیم که این واقعیت که ما اصلاً در اینجا هستیم بستگی به ادامه فعالیت خلاق خداوند دارد.

هفته گذشته سعی کردم دریابم که چرا برخی افراد احساس می کنند که علم دین را رد کرده است. این قطعاً درست نیست. علم و دین سؤالات کاملاً متفاوتی می پرسند. علم می پرسد: "چگونه کارها در این دنیا کار می کنند؟" در عوض ، الهیات می پرسد: "زندگی در چیست و معنای و هدف همه چیز چیست؟" ما در واقع می توانستیم بدون درک نسخه کوچک قوانین علمی ، خیلی خوب پیش برویم ، اما اگر هرگز از معنای و هدف زندگی خود در زمین سؤال نکردیم ، چگونه می توانیم بهترین زندگی را داشته باشیم و از آن برای آن استفاده کنیم؟ ما و جهان بسیار فقیرتر هستیم.

ممکن است دیگران تصور کنند که خدا منسوخ است زیرا فقط پرستش خدا به زبان کتاب دعای قدیمی امکان پذیر است. این احتمال وجود دارد که اگر تحقیق کاملی انجام دهید ، خدمات کلیسای نماز را در کلیسایی که دور از خانه شما نیست ، پیدا خواهید کرد. من شخصاً از این امر خدا را شکر می کنم. با این حال ، اکثر خدمات امروز از یک زبان بسیار متفاوت استفاده می کنند. خدمات خانوادگی با سرودهای مدرن ، که توسط گروههای گیتار انجام می شوند و توسط پروژکتورهای LCD پشتیبانی می شوند ، روز به روز محبوب تر می شوند.

برخی دیگر ممکن است فکر کنند که مسیحیت به روز نیست زیرا آنها با مسیحیانی روبرو شده اند که دیدگاه از زندگی با آنها مطابقت ندارد. خوب این کار سختی است! چه مدت است که لازم است و یا حتی سالم برای همه ما همانندها هستند؟

خداوند در همه چیز درگیر و درگیر است

این قبلاً برای تقسیم زندگی در دو مورد معمول بود. ما بین "مقدس" و "سکولار" فرق گذاشتیم. این یک تقسیم بد بود. این نشان می دهد که بخش هایی از زندگی برای خدا مهم است ، مواردی مانند رفتن به کلیسا ، دعا خواندن و خواندن کتاب مقدس ، اما چیزهای دیگر کار خدا نیستند ، مثل رفتن به محل کار ، پرتاب دارت یا فقط پیاده روی.

حتی اگر ما بر تقسیم اصرار داشته باشیم ، خدا کاملاً دنیوی ، علاقه مند و کاملاً درگیر همه چیز است ، جز عناصر مذهبی بلکه سایر موارد را نیز شامل نمی شود. این بدان دلیل است که من و شما ، هر کاری که انجام می دهیم ، هر آنچه را که هستیم ، مربوط به "خدا درگیر" است.

خداوند همه زندگی را آفریده است و هر زندگی برای او مهم است. عیسی می گوید: ببین ، من در در ایستاده ام و می کوبم. هر کس صدای من را بشنود و آن را به روی من باز کند ، من وارد می شوم. البته او در درب کلیسا است ، اما همچنین در درب میخانه ، کارخانه ، مغازه و آپارتمان است. وقتی این متن را می خوانید ، خدا در هر کجا که هستید در می کوبید.

خدا غیرقابل تحمل است

سالها پیش با مردی روبرو شدم که ادعا می کرد تثلیث مقدس تدریس خوبی در سر دارد. مدتی بعد در دانشگاه ناکام ماند و مجبور شد تحصیلات خود را بدون هیچ مدرک تحصیلی به پایان برساند. به نوعی ، او سزاوار آن بود. او واقعاً فکر می کرد که دانشکده های ذهنی خودش برای کشف اسرار خدا کافی است ، اما مطمئنا خدا برای این خیلی بزرگ است.

شاید همه ما از آن درس بگیریم. ما می خواهیم خدا را به اندازه ای بکشیم که بتوانیم درک کنیم. وسوسه‌ی متکلمان این است که بخواهیم خدا را به اندازه یک فرمول ایمان بکاهیم. روحانی وسوسه می شود که خداوند را به اندازه یک موسسه کاهش دهد. برخی از مسیحیان وسوسه می شوند که خدا را به اندازه این یا آن تجربه دینی کاهش دهند. اما هیچ یک از اینها کافی نیست. خداوند بسیار بزرگ ، بیش از حد گسترده ، بیش از حد بی حد و مرز است و همه پیوندهای هر فرمول ، هر نهاد ، هر تجربیاتی را که می توانیم به آن فکر کنیم ، خواهد شکست.

همه اینها بخشی از زندگی مسیحیان و عدم درک کامل خداوند است. هر چقدر هم که از خدا بیاموزیم ، چقدر او را می شناسیم و چقدر او را دوست داریم و او را می پرستیم ، همیشه بی نهایت برای شناخت ، دوست داشتن و پرستش وجود خواهد داشت. ما باید از این امر به طور مداوم جشن بگیریم و لذت ببریم؛ و آنچه من شخصاً بسیار شگفت انگیز می دانم این است که این خدای قدرت و شکوه نامتناهی ، ماهیتی که ما هرگز آن را کاملاً درک نخواهیم کرد ، چه رسد به اینکه بدانیم ، منتظر شماست و من در حال حاضر بسیاری از امکانات موجود در زندگی را کشف می کنیم.

خدا جالب است و ما را نیز جالب می داند. خدا به روز است و با امروز و فردای شما - از جمله من - سر و کار دارد. خدا درگیر است و می خواهد در مشارکت ما و ما پذیرفته شود. خدا غیر قابل درک است و همیشه به عنوان یک دوست شخصی در کنار ما خواهد بود. خداوند همچنان که شما زندگی می کنید و رشد می کنید به شما برکت می دهد و از همه آنچه که روز به روز برای ما معنی می کند لذت می برد.

توسط روی لارنس