داستان Mefi-Boschets

628 داستان mefi boschets یک داستان در عهد عتیق خصوصاً مرا مجذوب خود می کند. بازیگر اصلی Mefi-Boscheth نام دارد. بنی اسرائیل ، بنی اسرائیل با دشمن فلسطینی خود ، فلسطینی ها در جنگ هستند. در این شرایط خاص آنها شکست خوردند. پادشاه آنها شائول و پسرش جاناتان درگذشتند. خبر به پایتخت ، بیت المقدس می رسد. وحشت و هرج و مرج در قصر آغاز می شود زیرا مشخص است که در صورت کشته شدن پادشاه ، اعضای خانواده وی نیز می توانند اعدام شوند تا اطمینان حاصل شود که هیچ قیامی در آینده وجود ندارد. اینطور شد که در لحظه هرج و مرج عمومی ، پرستار مفی-بوشت پنج ساله او را با خود برد و از قصر فرار کرد. در شلوغی و شلوغی که در مکان حاکم بود ، او را به زمین می اندازد. او تا آخر عمر فلج ماند.

«Jonatan, der Sohn Sauls, hatte einen Sohn, der war lahm an beiden Füssen; er war nämlich fünf Jahre alt, als die Kunde von Saul und Jonatan aus Jesreel kam, und seine Amme hatte ihn aufgehoben und war geflohen, und während sie eilends floh, fiel er hin und war fortan lahm. Er hiess Mefi-Boschet» (2. Sam 4,4).
به یاد داشته باشید ، او سلطنتی بود و روز قبل مانند هر پسر پنج ساله بدون نگرانی دور قصر قدم می زد. اما در آن روز سرنوشت او به طور ناگهانی تغییر می کند. پدر و پدربزرگش کشته شدند. خودش رها شده و برای بقیه روزهایش فلج است و به کمک افراد دیگر وابسته است. برای 20 سال آینده او با درد خود در یک مکان منزوی و ناخوشایند زندگی خواهد کرد. این درام Mefi-Boscheth است.

تاریخ ما

Was hat die Geschichte von Mefi-Boschet mit Ihnen und mir zu tun? Wie er, sind wir behinderter als wir denken. Ihre Füsse mögen nicht gelähmt sein, vielleicht aber Ihr Geist. Ihre Beine mögen nicht gebrochen sein, aber, wie die Bibel sagt, Ihr geistlicher Zustand. Wenn Paulus über unseren desolaten Zustand spricht, geht er darüber hinaus, nur gelähmt zu sein: «Auch ihr wart tot durch eure Übertretungen und Sünden» (Epheser 2,1). Paulus sagt, Wir sind hilflos, ob Sie dies bestätigen, es glauben können oder nicht. Die Bibel sagt, dass Ihre Situation, ausser Sie stehen in einer engen Beziehung zu Jesus Christus, die eines geistlich Toten ist.

«Denn Christus ist schon zu der Zeit, als wir noch schwach waren, für uns Gottlose gestorben. Gott aber erweist seine Liebe zu uns darin, dass Christus für uns gestorben ist, als wir noch Sünder waren» (Römer 5,6 und 8).

برای رفع مشکل هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. تلاش بیشتر یا بهتر شدن به شما کمک نمی کند. ما بیش از آنچه فکر می کنیم کاملاً معلول هستیم. نقشه پادشاه داوود ، پسر چوپانی که گوسفندان را پرورش می داد ، اکنون به عنوان پادشاه اسرائیل در اورشلیم بر تخت سلطنت قرار دارد. او بهترین دوست جاناتان ، پدر Mefi-Boscheth بود. داوود نه تنها تخت سلطنتی را پذیرفت ، بلکه قلب مردم را نیز به دست آورد. وی پادشاهی را از 15.500 کیلومتر مربع به 2 کیلومتر مربع گسترش داد. مردم اسرائیل در صلح زندگی می کردند ، اقتصاد خوب بود و درآمد مالیات زیاد بود. زندگی نمی توانست بهتر باشد.

Ich stelle mir vor, dass David an diesem Morgen früher aufstand als sonst jemand im Palast. Er geht gemächlich in den Hof hinaus und lässt seine Gedanken in der kühlen Morgenluft wandern, bevor der Druck des Tages sein Denken voll in Anspruch nimmt. Seine Gedanken bewegen sich zurück zu der Zeit, als er viele Stunden mit seinem treuen Freund Jonatan verbrachte, den er seit langer Zeit nicht mehr gesehen hat, weil er im Kampf getötet worden war. Dann erinnert sich David aus blauem Himmel heraus an ein Gespräch mit ihm. In diesem Moment wurde David von Gottes Güte und Gnade überwältigt. Denn ohne Jonatan wäre all das nicht möglich gewesen. Er erinnert sich an ein Gespräch, das sie führten, als sie eine gemeinsame Abmachung trafen. Darin versprachen sie einander, dass jeder von ihnen auf die Familie des anderen achten sollte, ganz gleich, wohin sie die weitere Lebensreise leiten würde. In diesem Moment kehrt David um, geht zurück in seinen Palast und sagt: «Ist noch jemand übrig geblieben von dem Hause Sauls, dass ich Barmherzigkeit an ihm tue um Jonatans willen?» (2. Sam 9,1). Es war aber ein Knecht vom Hause Sauls, der hiess Ziba, den riefen sie zu David. Ziba sprach zum König: Es ist noch ein Sohn Jonatans da, lahm an den Füssen» (2. Sam 9,3).

David fragt nicht, gibt es noch jemand, der würdig ist? David fragt schlicht: Gibt es irgendjemanden? Diese Frage ist Ausdruck von Güte. Aus Zibas Antwort lässt sich heraushören: Ich bin mir nicht sicher, dass er königliche Qualitäten besitzt. «Der König sprach zu ihm: Wo ist er? Ziba sprach zum König: Siehe, er ist in Lo-Dabar im Hause Machirs, des Sohnes Ammiëls» (2. Sam 9,4). Der Name bedeutet buchstäblich, kein Weideland.

کامل ، مقدس ، صالح ، قادر متعال ، خدای بی نهایت خردمند ، خالق تمام هستی ، به دنبال من می دود و به دنبال شما می دود. ما از جستجوی افراد ، افرادی که در یک سفر معنوی برای کشف واقعیت های معنوی هستند صحبت می کنیم. در حقیقت ، خدا سالک است. ما این را در تمام کتاب مقدس می بینیم. در آغاز کتاب مقدس داستان آدم و حوا آغاز می شود ، جایی که آنها از خدا پنهان شدند. در خنکای عصر خدا می آید و به دنبال آدم و حوا می رود و می پرسد: کجایی؟ بعد از اینکه موسی اشتباه تلخی را در کشتن یک مصری مرتکب شد ، مجبور شد 40 سال از زندگی خود بترسد و به صحرا فرار کند. در آنجا خداوند به صورت بوته ای در حال سوختن به دنبال او می گردد و جلسه ای را با او ترتیب می دهد. در عهد جدید می بینیم که عیسی ملاقات دوازده مرد را می کند و بر روی شانه آنها می زند و می گوید: آیا دوست داری به هدف من بپیوندی؟

«Denn in ihm hat er uns erwählt, ehe der Welt Grund gelegt war, dass wir heilig und untadelig vor ihm sein sollten in der Liebe; er hat uns dazu vorherbestimmt, seine Kinder zu sein durch Jesus Christus nach dem Wohlgefallen seines Willens, zum Lob seiner herrlichen Gnade, mit der er uns begnadet hat in dem Geliebten» (Epheser 1,4-6)

رابطه ما با عیسی مسیح ، نجات ، توسط خدا به ما داده شده است. توسط خدا کنترل می شود و توسط خدا آغاز می شود. توسط خدا ایجاد شده است. بازگشت به داستان ما دیوید اکنون گروهی از مردان را به لو-دبار در حومه بایر جلعاد فرستاده است تا به دنبال مفی-بوشت بگردند. او در انزوا و گمنامی زندگی می کند و نمی خواست پیدا شود. اما او کشف شد. آنها Mefi-Boscheth را سوار اتومبیل کرده و او را به پایتخت یعنی کاخ راندند. کتاب مقدس درمورد این سوار بر ارابه به ما چیز کمی یا چیزی نمی گوید. اما مطمئن هستم که همه ما می توانیم تصور کنیم که روی زمین نشستن چگونه خواهد بود. احساساتی که Mefi-Boscheth باید در این سفر احساس کرده باشد ، ترس ، وحشت ، عدم اطمینان. ماشین جلوی قصر رانندگی می کند. سربازان او را حمل می کنند و در وسط اتاق قرار می دهند. او به نوعی با پاهایش مبارزه می کند و دیوید وارد می شود.

برخورد با لطف

«Als nun Mefi-Boschet, der Sohn Jonatans, des Sohnes Sauls, zu David kam, fiel er auf sein Angesicht und huldigte ihm. David aber sprach: Mefi-Boschet! Er sprach: Hier bin ich, dein Knecht. »David sprach zu ihm: Fürchte dich nicht, denn ich will Barmherzigkeit an dir tun um deines Vaters Jonatan willen und will dir den ganzen Besitz deines Vaters Saul zurückgeben; du aber sollst täglich an meinem Tisch essen. Er aber fiel nieder und sprach: Wer bin ich, dein Knecht, dass du dich wendest zu einem toten Hund, wie ich es bin?» (2. Samuel 9,6-8).

او می فهمد که یک معلول است. او چیزی برای پیشنهاد دیوید ندارد. اما لطف همین است. شخصیت ، سرشت خدا ، گرایش و تمایل به دادن چیزهای دوستانه و خوب به افراد ناشایست است. اما بیایید صادق باشیم. این دنیایی نیست که بیشتر ما در آن زندگی می کنیم. ما در جهانی زندگی می کنیم که می گوید: من حقوق خود را طلب می کنم و آنچه را که شایسته آنها است به مردم می دهم. بیشتر پادشاهان می توانستند وارث بالقوه تاج و تخت را اعدام کنند. داوود با صرفه جویی در زندگی خود ، رحمت کرد. او با رحمت به او لطف نمود.

ما بیشتر از آنچه فکر کنیم دوست داریم

Nachdem wir nun aufgrund des Glaubens bei Gott angenommen sind, haben wir Frieden mit Gott. Das verdanken wir Jesus Christus, unserem Herrn. Er öffnete uns den Weg des Vertrauens und damit den Zugang zur Gnade Gottes, in der wir jetzt festen Stand gewonnen haben (Römer 5,1-2).

Wie Mefi-Boschet haben wir Gott nichts anzubieten, ausser Dankbarkeit: «Zum Lob seiner herrlichen Gnade, mit der er uns begnadet hat in dem Geliebten. In ihm haben wir die Erlösung durch sein Blut, die Vergebung der Sünden, nach dem Reichtum seiner Gnade» (Eph1,6-7).

همه گناهان بخشیده شده است. بنابراین خداوند ثروتهای فیض خود را به ما نشان داد. لطف خدا چقدر عظیم و غنی است. یا هنوز این کلمه را نشنیده اید یا از باور واقعی بودن آن خودداری می کنید. این حقیقت است زیرا شما محبوب شده اید و خداوند نیز از شما پیروی کرده است. به عنوان ایمانداران ، برخورد لطفی داشتیم. زندگی ما با عشق به عیسی تغییر کرد و عاشق او شدیم. ما لیاقت آن را نداشتیم. ما ارزش آن را نداشتیم. اما مسیح این شگفت انگیزترین هدیه زندگی را به ما پیشنهاد داد. به همین دلیل اکنون زندگی ما متفاوت شده است. داستان Mefi-Boscheth می تواند در اینجا به پایان برسد ، و این یک داستان عالی خواهد بود.

مکانی روی تخته

Zwanzig Jahre musste derselbe Junge als Flüchtling im Exil leben. Sein Schicksal hat eine radikale Änderung erfahren. David sprach zu Mefi-Boschet: «Esse an meinem Tisch wie einer der Königssöhne» (2. Samuel 9,11).

Mefi-Boscheth اکنون بخشی از خانواده است. من از پایان داستان خوشم می آید زیرا به نظر می رسد نویسنده در انتهای داستان کمی پست نوشتاری قرار داده است. ما در حال صحبت کردن در مورد اینكه Mefi-Boscheth این لطف را تجربه كرد و قرار است هم اكنون با پادشاه زندگی كند و اجازه دارد كه در سفره پادشاه غذا بخورد.

صحنه زیر را چند سال بعد تصور کنید. زنگ در قصر پادشاه به صدا در می آید و داود به میز اصلی می آید و می نشیند. اندکی بعد ، آمنون حیله گر و حیله گر در سمت چپ دیوید می نشیند. سپس تامار ، یک زن جوان زیبا و صمیمی ظاهر می شود و در کنار آمنون می نشیند. از طرف دیگر ، سلیمان زودرس ، درخشان و گمشده در فکر ، آرام آرام از مطالعه خود بیرون می آید. آبسالوم با موهای شانه و بلند ، جای خود را می گیرد. عصر همان روز ، یوآب ، جنگجوی شجاع و فرمانده نیرو ، برای شام دعوت شد. با این حال ، یک مکان هنوز خالی است و همه منتظرند. صدای به هم ریختگی پا و صدای موزون عصا را می شنوید. این Mefi-Boscheth است که به آرامی خود را به میز می رساند. او روی صندلی اش بلغزد ، سفره پاهای او را می پوشاند. فکر می کنید Mefi-Boscheth فهمیده که لطف چیست؟

می دانید ، این صحنه ای آینده را توصیف می کند که تمام خاندان خدا در بهشت ​​و در کنار یک میز ضیافت عالی جمع می شوند. در این روز سفره لطف خدا همه نیازهای ما را پوشش می دهد. می بینید که نحوه ورود ما به خانواده لطف دارد. هر روز موهبت لطف اوست.

«Wie ihr nun angenommen habt den Herrn Christus Jesus, so lebt auch in ihm, verwurzelt und gegründet in ihm und fest im Glauben, wie ihr gelehrt worden seid, und voller Dankbarkeit» (Kolosser 2,6-7). Sie haben Jesus durch die Gnade empfangen. Da Sie nun in der Familie sind, sind Sie auch durch die Gnade in ihr. Manche von uns denken, dass wir, sobald wir Christen durch die Gnade geworden sind, wir besonders hart arbeiten und Gott alles unbedingt recht machen müssten, um sicherzustellen, dass er uns auch weiterhin mag und liebt. Doch, nichts könnte weiter von der Wahrheit entfernt sein.

ماموریت جدید در زندگی

Gott schenkte Ihnen nicht nur Jesus, damit Sie in seine Familie hereinkommen konnten, sondern er gibt Ihnen jetzt alles, was Sie brauchen, um ein Leben der Gnade führen zu können, sobald Sie in der Familie sind. «Was wollen wir nun hierzu sagen? Ist Gott für uns, wer kann wider uns sein? Der auch seinen eigenen Sohn nicht verschont hat, sondern hat ihn für uns alle dahingegeben – wie sollte er uns mit ihm nicht alles schenken?» (Römer 8,31-32).

Wie reagieren Sie, wenn Sie sich dieser Tatsache bewusst sind? Was ist Ihre Reaktion auf die Gnade Gottes? Was können Sie dazu beitragen? Der Apostel Paulus redet von seiner eigenen Erfahrung: «Aber durch Gottes Gnade bin ich, was ich bin. Und seine Gnade an mir ist nicht vergeblich gewesen, sondern ich habe viel mehr gearbeitet als sie alle; nicht aber ich, sondern Gottes Gnade, die mit mir ist» (1. Korinther 15,10).

Führen wir, die wir den Herrn kennen, ein Leben, das die Gnade widerspiegelt? Wie sehen einige der Merkmale aus, die anzeigen, dass ich ein Leben in der Gnade führe? Paulus gibt auf diese Frage die Antwort: «Aber ich achte mein Leben nicht der Rede wert, wenn ich nur meinen Lauf vollende und das Amt ausrichte, das ich von dem Herrn Jesus empfangen habe, zu bezeugen das Evangelium von der Gnade Gottes» (Apostelgeschichte 20,24). Das ist ein Lebensauftrag.

من و شما مانند Mefi Boscheth از نظر معنوی شکسته و از نظر معنوی مرده ایم. اما مانند او ما را تحت پیگیری قرار دادند زیرا پادشاه جهان ما را دوست دارد و می خواهد ما در خانواده او باشیم. او می خواهد ما بشارت بخشش او را در طول زندگی خود به اشتراک بگذاریم.

توسط لنس ویت