هزاره

هزاره 134

هزاره دوره ای است که در کتاب مکاشفه توضیح داده شده است که شهدای مسیحی با عیسی مسیح پادشاهی خواهند کرد. پس از هزاره ، هنگامی که مسیح همه دشمنان را سرنگون کرده و همه چیز را تحت سلطه خود درآورده است ، پادشاهی را به خدا پدر واگذار می کند و آسمان و زمین از نو ساخته می شوند. برخی از سنت های مسیحی به معنای واقعی کلمه هزاره را هزار سال قبل یا بعد از ظهور مسیح تعبیر می کنند. دیگران بیشتر تفسیری مجازی را در متن کتاب مقدس می بینند: یک دوره نامحدود زمانی که با قیام عیسی شروع می شود و با آمدن دوم او به پایان می رسد. (مکاشفه 20,1: 15-21,1.5 ؛ 3,19: 21 ؛ اعمال 11,15: 1-15,24 ؛ مکاشفه 25 ؛ اول قرنتیان:)

دو منظره از هزاره

برای بسیاری از مسیحیان ، هزاره یک دکترین بسیار مهم است ، خبرهای شگفت آور. اما ما بر هزاره تأکید نمی کنیم. چرا؟ از آنجا که ما آموزه های خود را بر اساس کتاب مقدس قرار می دهیم و کتاب مقدس جمله هایی را که برخی درباره این موضوع فکر می کنند روشن نمی کند. به عنوان مثال ، هزاره چه مدت طول خواهد کشید؟ برخی می گویند دقیقاً 1000 سال طول خواهد کشید. مکاشفه 20 می گوید هزار سال. کلمه "هزاره" به معنای هزار سال است. چرا کسی در این مورد شک می کند؟

اول ، زیرا کتاب وحی پر از نمادها است: حیوانات ، شاخها ، رنگها ، اعدادی که نمادین هستند نه به معنای واقعی کلمه. در کتاب مقدس ، عدد 1000 اغلب به عنوان یک عدد گرد استفاده می شود ، و نه یک تعداد دقیق. خدا می گوید حیوانات موجود در کوهها به هزاران نفر تعلق دارند ، منظور این نیست که به معنای تعداد دقیق باشد. او میثاق خود را هزار جنس می داند ، بدون آنکه دقیقاً به معنای 40.000،سال باشد. در چنین کتب مقدس ، هزار به معنی تعداد نامحدودی است.

بنابراین ، "هزار سال" در مکاشفه 20 به معنای واقعی کلمه است یا باید آن را به صورت نمادین فهمید؟ آیا می توان تعداد هزاران نفر از این کتاب نمادها را که اغلب به معنای واقعی کلمه نیست ، دقیقاً درک کرد؟ ما نمی توانیم از کتاب مقدس ثابت کنیم که هزار سال دقیقاً قابل درک است. بنابراین ، ما نمی توانیم بگوییم که هزاره دقیقاً هزار سال به طول می انجامد. با این حال ، می توان گفت که "هزاره طول زمانی است که در مکاشفه توضیح داده شده است ..."

سوالات بیشتر

همچنین می توان گفت که هزاره "مدت زمانی است که شهید مسیحی با عیسی مسیح حکمرانی می کند". مکاشفه وحی به ما می گوید که کسانی که برای مسیح بریده می شوند با او سلطنت خواهند کرد و به ما می گوید که هزار سال با مسیح سلطنت خواهیم کرد.

اما کی این مقدسین شروع به حکومت می کنند؟ با این سؤال به سؤالات بسیار داغ درباره هزاره می پردازیم. دو ، سه یا چهار نمایش از هزاره وجود دارد.

برخي از اين ديدگاه ها در رويكرد خود به كتاب مقدس و برخي تر به صورت چهره تر واضح تر هستند. اما هیچ کدام بیانیه های کتاب مقدس را رد نمی کنند - آنها فقط آنها را متفاوت تفسیر می کنند. همه آنها ادعا می کنند که نظرات خود را بر اساس کتاب مقدس استوار می کنند. این اکثراً موضوع تفسیر است.

در اینجا ما دو دیدگاه رایج هزاره را با نقاط قوت و ضعف آنها شرح می دهیم و سپس به بیشترین اعتماد به آنچه می توانیم بگوییم باز خواهیم گشت.

  • از دیدگاه پیش از میلاد ، مسیح قبل از هزاره برمی گردد.
  • از دیدگاه هزاره ، مسیح بعد از هزاره برمی گردد ، اما به آن هزاره یا هزاره گفته نمی شود ، زیرا می گوید هزاره خاصی وجود ندارد که متفاوت از ما باشد که قبلاً در آن هستیم. این چشم انداز می گوید ما قبلاً در بازه زمانی هستیم که مکاشفه 20 توصیف می کند.

این ممکن است غیرقانونی به نظر برسد که تصور کنید که حکومت هزاره ، زمان صلح است که تنها پس از بازگشت مسیح ممکن است. به نظر می رسد که "این افراد کتاب مقدس را باور ندارند" - اما آنها ادعا می کنند که کتاب مقدس را باور دارند. به نفع عشق مسیحی ، باید سعی کنیم درک کنیم که چرا آنها معتقدند کتاب مقدس این را می گوید.

نمای پیش از میلاد

بیایید با ارائه موقعیتی پیش از میلاد شروع کنیم.

کتاب عهد عتیق: اول ، بسیاری از پیشگویی های عهد عتیق پیش بینی یک عصر طلایی را می کنند که مردم در ارتباط صحیح با خدا خواهند بود. "شیر و بره با هم دراز می کشند و پسر کوچکی آنها را سوار می کند. خداوند می گوید هیچ جایی در کوه مقدس من هیچ گناهی نخواهد بود. "

گاهی به نظر می رسد که این آینده به شدت با جهان کنونی متفاوت خواهد بود. گاهی به نظر می رسد مشابه است گاهی کامل به نظر می رسد و گاهی با گناه آمیخته می شود. به عنوان مثال ، در قسمتی مانند اشعیا 2 ، بسیاری از مردم خواهند گفت: "بیا ، از کوه خداوند بالا برویم ، به خانه خدای یعقوب ، تا او راههای خود را به ما بیاموزد و ما راه برویم. مسیرهای او! زیرا دستور از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم خارج خواهد شد »(اشعیا 2,3:).

با این وجود ، مردمی خواهند بود که باید مورد سرزنش قرار بگیرند. مردم به گاوها احتیاج دارند زیرا باید غذا بخورند ، زیرا فانی هستند. عناصر ایده آل وجود دارند و عناصر عادی نیز وجود دارند. فرزندان كوچكی خواهند بود ، ازدواج خواهد بود و مرگ نیز خواهد بود.

دانیل به ما می گوید که مسیح امپراطوری خواهد ساخت که کل زمین را پر خواهد کرد و تمام امپراتوری های قبلی را جایگزین خواهد کرد. ده ها مورد از این پیشگویی ها در عهد عتیق وجود دارد ، اما آنها برای سوال خاص ما حیاتی نیستند.

یهودیان این پیشگویی ها را نشانه ای از عصر آینده در روی زمین می دانستند. آنها انتظار داشتند كه مسیح بیاید ، حكومت كند و این نعمتها را به همراه آورد. ادبیات یهود قبل و بعد از عیسی پادشاهی خدا را بر روی زمین انتظار دارد. به نظر می رسد شاگردان خود عیسی همان چیزی را انتظار داشتند. بنابراین ، هنگامی که عیسی موعظه انجیل پادشاهی خدا ، ما نمی توانیم وانمود کنیم که پیشگویی های عهد عتیق وجود ندارند. او به مردمی موعظه كرد كه انتظار داشتند دوران طلایی حاكم بر مسیح باشد. هنگامی که او از "پادشاهی خدا" صحبت کرد ، این در ذهن او بود.

شاگردان: عیسی اعلام کرد که پادشاهی نزدیک است. سپس او را ترک کرد و گفت که برمی گردد. برای این پیروان دشوار نبود که استنباط کنند که وقتی عیسی بازگشت ، عیسی عصر طلایی را به ارمغان خواهد آورد. شاگردان از عیسی س whenال کردند که چه زمانی پادشاهی را به اسرائیل باز می گرداند (اعمال 1,6: 3,21). آنها از یک کلمه یونانی مشابه برای اشاره به زمان بازسازی همه چیز هنگام بازگشت مسیح استفاده کردند. اعمال: "بهشت باید او را پذیرا شود تا زمانی که تمام آنچه خدا گفته است از طریق دهان او بازگردانده شود. پیامبران مقدس از ابتدا ».

شاگردان انتظار داشتند كه نبوتهای عهد عتیق در عصر آینده پس از بازگشت مسیح تحقق یابد. شاگردان خیلی درباره این دوران طلایی موعظه نمی کردند زیرا شنوندگان یهودی آنها از قبل با این مفهوم آشنا بودند. آنها باید بدانند مسیح کیست ، بنابراین کانون خطبه رسولی بود.

براساس گفته های پیش از هجران ، خطبه ی رسولی بر جدیدی که خداوند از طریق مسیح انجام داده بود ، تمرکز داشت. از آنجایی که او به این مسئله تمرکز داشت که چگونه نجات از طریق مسیح امکان پذیر است ، او مجبور نبود چیزهای زیادی در مورد پادشاهی آینده خدا بگوید ، و امروز برای ما دشوار است که دقیقاً بدانیم که شما درباره آن چه اعتقادی دارید و چقدر درباره آن می دانید. با این حال ، ما نگاهی اجمالی از اولین نامه پولس به قرنتیان می بینیم.

پل: در 1 قرنتیان 15 ، پولس اعتقاد خود را به رستاخیز جزیی می کند ، و در این زمینه او چیزی در مورد پادشاهی خدا می گوید که برخی معتقدند نشان دهنده پادشاهی هزاره پس از بازگشت مسیح است.

«زیرا همه آنها در آدم می میرند ، در مسیح همگی زنده خواهند شد. اما هر یک به ترتیب خود: مسیح به عنوان اولین میوه ها ؛ سپس ، هنگامی که او می آید ، کسانی که متعلق به مسیح هستند »(اول قرنتیان 1: 15,22-23). پولس توضیح می دهد که قیامت به ترتیب انجام می شود: ابتدا مسیح ، سپس م theمنان بعداً. پولس از کلمه "بعد" در آیه 23 برای نشان دادن تاخیر زمانی حدود 2000 سال استفاده می کند. وی از کلمه "بعد" در آیه 24 برای نشان دادن مرحله دیگری در دنباله استفاده می کند:

«سپس پایان ، هنگامی که او پادشاهی را به خدا پدر واگذار می کند ، پس از آنکه او تمام فرمانروایی و تمام قدرت و خشونت را از بین برد. زیرا او باید حکومت کند تا اینکه خدا همه دشمنان را زیر پای او قرار دهد. آخرین دشمنی که نابود می شود مرگ است »(جلد 24-26).

بنابراین مسیح باید حکومت کند تا اینکه همه دشمنان را زیر پای خود قرار دهد. این یک رویداد یک بار نیست - این یک دوره زمانی است. مسیح یک دوره زمانی را حاکم می کند که در آن همه دشمنان ، حتی دشمن مرگ را از بین می برد. و بعد از این همه پایان می یابد.

اگرچه پولس این مراحل را در یک زمان بندی خاص ثبت نمی کند ، اما استفاده از کلمه "بعد" او مراحل مختلفی را در این طرح نشان می دهد. اول قیام مسیح. مرحله دوم ، رستاخیز مؤمنان است و سپس مسیح حكومت خواهد كرد. طبق این دیدگاه ، مرحله سوم واگذاری همه چیز به خدا پدر خواهد بود.

مکاشفه 20: عهد عتیق عصر طلایی از صلح و سعادت را تحت حاکمیت خدا پیش بینی می کند و پولس به ما می گوید که نقشه خدا در حال پیشرفت است. اما بنیاد واقعی دیدگاه پیش از میلاد ، کتاب وحی است. این کتابی است که بسیاری معتقدند چگونگی جمع شدن همه این موارد نشان می دهد. ما باید در فصل 20 مدتی را صرف کنیم تا ببینیم چه می گوید.

ما با مشاهده اینکه بازگشت مسیح در مکاشفه 19 توصیف شده است ، شروع می کنیم. این توصیف غذای عروسی بره است. یک اسب سفید وجود داشت و سوار كلام خدا ، پادشاه پادشاهان و پروردگار لردها است. او ارتشها را از بهشت ​​هدایت می کند و او
حاکم بر ملل است. او بر جانور ، پیامبر دروغین و لشکرهایش غلبه می کند. این فصل بازگشت مسیح را توصیف می کند.

سپس به مکاشفه 20,1: می آییم: "و من دیدم که فرشته ای از بهشت ​​فرود می آید ..." در جریان ادبی کتاب وحی ، این رویدادی است که پس از بازگشت مسیح اتفاق می افتد. این فرشته چه کرد؟ «... او کلید پرتگاه و زنجیره بزرگی در دست داشت. و اژدها ، مار قدیمی ، یعنی شیطان و شیطان را به دست گرفت و هزار سال به او بست. " این زنجیره به معنای واقعی کلمه نیست - این چیزی است که یک روح می تواند در جای خود نگه دارد. اما شیطان طعمه دار است.

آیا خوانندگان اصلی مکاشفه وحیانی که توسط یهودیان و رومی ها تحت آزار و اذیت قرار گرفته اند ، فکر می کنند شیطان قبلاً مقید بوده است؟ در فصل 12 می آموزیم که شیطان کل جهان را اغوا می کند و علیه کلیسا جنگ می کند. به نظر نمی رسد شیطان عقب نگه داشته شود. او تا زمانی که حیوان و پیامبر دروغین شکست نخورند ، او را عقب نگه نمی دارد. آیه 3: «... و آن را به پرتگاه انداخت و آن را مهر كرد و مهر را در بالای سر گذاشت تا دیگر هزاران سال دیگر مردم را اغوا نكنند تا اینكه هزار سال تمام شود. پس از آن ، او باید برای مدتی آزاد شود. » جان می بیند شیطان مدتی کج می شود. در فصل 12 می خوانیم که شیطان کل جهان را اغوا می کند. در اینجا او از اغوای هزاران سال جهان جلوگیری می شود. فقط بسته نشده است - بسته و مهر و موم شده است. تصویری که به ما داده می شود نشان می دهد محدودیت کامل ، ناتوانی کامل در اغوا کردن ، دیگر هیچ اثری ندارد.

رستاخیز و حکومت: در طول این هزار سال چه اتفاقی می افتد؟ جان این را در آیه 4 توضیح می دهد: "و من تاج و تخت دیدم و آنها روی آنها نشستند و داوری به آنها داده شد." این داوری است که پس از بازگشت مسیح صورت می گیرد. آیه 4 سپس ادامه می دهد:

"و من روح كسانی را دیدم كه برای شهادت عیسی مسیح و كلام خدا بریده شده اند ، و آنها كه پرستش جانور و تصویر آن و كسانی را كه علامت آن را بر پیشانی و دستان خود ندیده بودند ، دیدم. اینها زنده شدند و هزار سال با مسیح سلطنت کردند. »

در اینجا یوهانس شهدا را می بیند که با مسیح سلطنت می کنند. آیه می گوید: اینها کسانی هستند که بر سرشان زده شده است ، اما بعید است که شکل خاص شهادت مشخص شود چنان که گویی مسیحیان کشته شده توسط شیرها همان پاداش را دریافت نمی کنند. در عوض ، به نظر می رسد که عبارت "چه کسی به سر بریده شد" عبارتی است برای همه کسانی که جان خود را برای مسیح داده اند. این می تواند به معنای همه مسیحیان باشد. در جای دیگری از مکاشفه می خوانیم که همه مؤمنان مسیح با او سلطنت خواهند کرد. پس چند هزار سال با مسیح سلطنت کنید ، در حالی که شیطان محدود است و دیگر نمی تواند مردم را اغوا کند.

آیه 5 سپس یک فکر گاه به گاه را درج می کند: "(اما دیگر مردگان زنده نشدند تا اینکه هزار سال تمام شد)". بنابراین در پایان هزار سال قیامت وجود خواهد داشت. یهودیان قبل از زمان مسیح فقط به معاد اعتقاد داشتند. آنها فقط به ظاهر مسیح اعتقاد داشتند. عهد جدید به ما می گوید که امور پیچیده تر است. مسیح در مقاطع مختلف به اهداف مختلف می آید. طرح در حال پیشرفت است.

بیشتر عهد جدید فقط در اواخر سن قیامت را توصیف می کنند. اما کتاب مکاشفه نیز نشان می دهد که تدریجی است. درست همانطور که بیش از یک "روز پروردگار" وجود دارد ، بیش از یک رستاخیز نیز وجود دارد. پیمایش باز می شود تا جزئیات بیشتر در مورد چگونگی اجرای نقشه خدا را نشان دهد.

در پایان تفسیر درج شده در مورد مردگان دیگر ، آیات 5-6 به دوره هزاره باز می گردد: «این اولین رستاخیز است. مبارک و مقدس اوست که در قیامت اول شرکت می کند. مرگ دوم قدرت بر آنها ندارد. اما آنها کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد. »

چشم انداز نشان می دهد که بیش از یک رستاخیز وجود خواهد داشت - یکی در آغاز هزاره و دیگری در انتها. وقتی ملتها دیگر توسط شیطان اغوا نشوند ، مردم در پادشاهی مسیح کاهنان و پادشاهان خواهند بود.

آیات 7-10 چیزی را در پایان هزاره توصیف می کند: شیطان آزاد خواهد شد ، او دوباره مردم را اغوا می کند ، آنها به قوم خدا حمله می کنند و دشمنان دوباره شکست خورده و به استخر آتشین پرتاب می شوند.

این نمای کلی از دیدگاه پیش از میلاد است. اکنون شیطان مردم را اغوا می کند و کلیسا را ​​مورد آزار و اذیت قرار می دهد. اما خبر خوب این است که مظلومین کلیسا شکست می خورند ، نفوذ شیطان متوقف می شود ، قدیسان بلند می شوند و هزار سال با مسیح سلطنت می کنند. بعد از آن
شیطان برای مدت کوتاهی آزاد می شود و سپس در استخر آتشین پرتاب می شود. آنگاه رستاخیز غیر مسیحیان وجود خواهد داشت.

به نظر می رسد این دیدگاهی است که اکثر کلیساهای اولیه به ویژه در آسیای صغیر اعتقاد داشتند. اگر کتاب مکاشفه قصد داشت نظر دیگری را ارائه دهد ، نتوانسته است تأثیر بسیاری از خوانندگان اول داشته باشد. آنها ظاهراً اعتقاد داشتند كه سلطنت هزاره مسیح پس از بازگشت او دنبال خواهد شد.

استدلال برای آمیلنیالیسم

اگر نژادپرستی سالیانه بسیار آشکار است ، چرا بسیاری از مسیحیان معتقد به کتاب مقدس خلاف این عقیده را دارند؟ در این مورد با هیچ گونه آزار و تمسخر روبرو نخواهید شد. آنها هیچ فشار خارجی آشکاری برای اعتقاد به چیزهای دیگر ندارند ، اما به هر حال این کار را انجام می دهند. آنها ادعا می کنند که به کتاب مقدس اعتقاد دارند ، اما آنها ادعا می کنند که هزاره کتاب مقدس به جای پایان دادن به بازگشت مسیح به پایان می رسد. به نظر می رسد هر کس که ابتدا صحبت می کند ، راست بگوید تا دومی صحبت کند (امثال 18,17:). تا هر دو طرف را نشنویم نمی توانیم به س answerال پاسخ دهیم.

زمان مکاشفه 20

با توجه به دیدگاه سالانه ، می خواهیم با این سؤال شروع كنیم: اگر وحی 20 مطابق با فصل 19 برآوردهنده بصورت مزمن نباشد ، چه می شود؟ جان بعد از دیدن دید در فصل 20 دید از فصل 19 را دید ، اما اگر دید به نظمی که در واقع آنها برآورده نمی شود ، چه برسد؟ اگر مکاشفه 20 ما را به زمان دیگری غیر از پایان فصل 19 سوق دهد؟

در اینجا مثالی از این آزادی برای حرکت به جلو یا عقب به موقع آورده شده است: فصل یازدهم با گل هفتم به پایان می رسد. فصل 11 سپس ما را به زنی باز می گرداند که فرزندی مرد به دنیا می آورد و 12 روز در آن زن محافظت می شود. این معمولاً به معنای تولد عیسی مسیح و آزار و اذیت كلیسا است. اما این در جریان ادبیات بعد از هفتمین ترومپت دنبال می شود. دیدگاه جان او را به موقع برگرداند تا وجه دیگری از تاریخ را ترسیم کند.

بنابراین سؤال این است: آیا این اتفاق در مکاشفه 20 نیز رخ می دهد؟ آیا ما را به موقع باز می گرداند؟ و به طور خاص تر ، آیا در کتاب مقدس شواهدی وجود دارد که این تعبیر بهتر از آنچه خداوند آشکار می کند است؟

بله ، نظر آمیلنی می گوید. در کتاب مقدس شواهدی وجود دارد که نشان می دهد پادشاهی خدا آغاز شده است ، که شیطان محدود شده است ، که تنها یک رستاخیز وجود خواهد داشت ، که بازگشت مسیح بهشت ​​و زمین جدید را بدون هیچ مرحله ای از هم در می آورد. این اشتباه هرمنوتیکی است که کتاب وحی را با همه نمادها و مشکلات تفسیر آن با بقیه کتاب مقدس در تضاد قرار دهیم. ما نیاز به استفاده از کتاب مقدس برای تفسیر واضح و نه روش دیگر داریم. در این حالت ، کتاب مکاشفه ماده ای نامشخص و بحث برانگیز است و سایر آیات عهد جدید درباره موضوع روشن است.

پیشگویی ها نمادین هستند

لوکس 3,3: 6 به عنوان مثال ما را نشان می دهد که چگونه باید نبوت های عهد عتیق را بفهمیم: "و یحیی تعمید دهنده در سراسر منطقه اردن آمد و برای بخشش گناهان ، تعمید اتوبوس ها را موعظه کرد ، همانطور که در کتاب سخنان پیامبر آمده است. اشعیا: این صدای یک واعظ در صحرا است: راه خداوند را آماده کنید و صعود او را انجام دهید! همه دره ها باید بلند شوند و همه کوهها و تپه ها پایین بیایند. و آنچه کج است باید مستقیم شود و آنچه ناهموار است باید به مسیری مسطح تبدیل شود. و همه مردم منجی خدا را خواهند دید. »

به عبارت دیگر ، هنگامی كه اشعیا از كوهها ، جاده ها و بیابان ها صحبت كرد ، به روشی واضح سخن گفت. پیشگویی های عهد عتیق به زبان نمادین داده می شدند تا وقایع نجات از طریق مسیح را نشان دهند.

همانطور که عیسی در راه امواس گفت ، انبیای عهد عتیق به او مراجعه می کردند. اگر تأكید اصلی آنها را در دوره زمانی بعدی ببینیم ، این نبوت ها را در پرتو عیسی مسیح نخواهیم دید. این روش خواندن همه پیشگویی ها را تغییر می دهد. این تمرکز است او معبد واقعی است ، او داوود واقعی است ، او اسرائیل واقعی است ، قلمرو او قلمرو واقعی است.

ما همین را با پیتر می بینیم. پیتر گفت كه پیشگویی توسط ژول در زمان خودش انجام شد. بگذارید اعمال 2,16: 21 را رعایت كنیم: "اما این همان چیزی است كه توسط پیامبر جوئل گفته شده است: و خدا می گوید ، و در روزهای آخر اتفاق خواهد افتاد ، من روح خود را بر روی همه بدن خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد ، و جوانهای شما چهره خواهند دید ، و پیران شما رویاها خواهند دید. و در آن روزها روح خود را بر بندگان و خدمتكان خود خواهم ریخت و آنها نبوت خواهند كرد. و من در آسمان معجزات خواهم کرد و بر روی زمین ، خون و آتش و بخار دود نشانه گذاری خواهم کرد. قبل از فرا رسیدن روز بزرگ وحی خداوند ، خورشید به تاریکی و ماه به خون تبدیل می شود. و این اتفاق خواهد افتاد: هر کس نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. "

بنابراین بسیاری از پیشگوییهای عهد عتیق مربوط به سن كلیسا است ، سنی كه اکنون در آن هستیم. اگر هزاره است که هنوز در راه نیست ، ما در چند روز گذشته نیستیم. از چند روز گذشته دو جمله وجود ندارد. هنگامی که پیامبران از معجزات در آسمان و علائم عجیب و غریب در خورشید و ماه سخن می گفتند ، چنین پیشگویی ها می توانند به روشی غیر منتظره و غیر منتظره تحقق یابند - همانطور که به طور غیر منتظره ای از ریختن روح القدس بر قوم خدا و سخن گفتن به زبانها.

ما نباید تفسیر نمادین از پیشگویی های عهد عتیق را به طور خودکار رد کنیم زیرا عهد جدید به ما نشان می دهد که می توانیم نبوتهای عهد عتیق را به صورت نمادین درک کنیم. پیشگویی های عهد عتیق می توانند یا در عصر کلیسا از طریق تحقق نمادین ، ​​یا به روش حتی بهتر در بهشت ​​و زمین جدید پس از بازگشت مسیح انجام شوند. ما بهتر است آنچه را كه پیامبران در عیسی مسیح وعده داده اند ، چه در حال حاضر و چه در بهشت ​​و زمین جدید. پیامبران عهد عتیق پادشاهی را توصیف می کنند که هرگز پایان نخواهد یافت ، یک پادشاهی ابدی ، یک عصر ابدی. آنها در مورد "عصر طلایی" محدودی صحبت نکردند که پس از آن زمین ویران و دوباره ساخته می شود.

عهد جدید هر پیشگویی عهد عتیق را توضیح نمی دهد. به سادگی نمونه ای از تحقق وجود دارد که نشان می دهد کتب اصلی به زبان نمادین نوشته شده است. این دیدگاه آمیلنی را اثبات نمی کند ، اما مانعی را برطرف می کند. ما در عهد جدید شواهد بیشتری می یابیم که بسیاری از مسیحیان را به اعتقاد به نظر آمیلنی سوق می دهد.

دانیل

ابتدا اجازه دهید نگاهی سریع به دنیل 2 بیندازیم. علیرغم فرض هایی که برخی در آن خوانده اند ، از دوران پیش از میلادی حمایت نمی کند. «اما در زمان این پادشاهان ، خدای آسمان پادشاهی بر پا می کند که هرگز نابود نخواهد شد. و پادشاهی او به هیچ قوم دیگری نخواهد رسید. همه این پادشاهی ها را خرد و نابود خواهد کرد. اما خود آن برای همیشه باقی خواهد ماند »(دانیال 2,44).

دانیل می گوید که پادشاهی خدا تمام پادشاهی های بشر را از بین خواهد برد و برای همیشه خواهد ماند. هیچ نشانه ای در این آیه وجود ندارد که ملکوت خدا در مرحله ای از یک دوره کلیسایی قرار می گیرد که تقریباً با یک مصیبت بزرگ نابود می شود ، و پس از آن یک قدمت هزاره ای که تقریباً با رهایی شیطان نابود می شود ، و در نهایت با یک اورشلیم جدید دنبال می شود. تبدیل می شود. نه ، این آیه به سادگی می گوید پادشاهی خدا همه دشمنان را شکست داده و برای همیشه خواهد ماند. دیگر نیازی نیست که دو بار دشمنان را دو بار شکست دهید یا امپراتوری را سه بار بسازید.

عیسی

نبوت کوه زیتون دقیق ترین پیشگویی است که عیسی داد. اگر هزاره برای او مهم است ، باید تذکر در آنجا پیدا کنیم. اما این مورد نیست. درعوض ، ما می بینیم که چگونه عیسی بازگشت خود را توصیف می کند ، و بلافاصله قضاوت قضاوت و پاداش انجام می شود. متی 25 نه تنها پرهیزگاران را که قضاوت می کنند توصیف نمی کند بلکه نشان می دهد که چگونه ستمکاران با قاضی خود روبرو می شوند و به عذاب روح و تاریکی شدید اعطا می شوند. در اینجا هیچ مدرکی مبنی بر فاصله هزار ساله بین گوسفندان و بزها وجود ندارد.

عیسی مسیحی دیگر از درک خود از پیشگویی در متی 19,28: گفت: "اما عیسی به آنها گفت:" به راستی من به شما می گویم ، شما که از من پیروی کرده اید ، وقتی پسر انسان روی تخت نشسته است ، دوباره متولد خواهید شد. جلال او ، همچنین بر دوازده تاج و تخت نشست و داوری بر دوازده قبیله اسرائیل. »

عیسی در اینجا صحبت نمی کند در مورد هزار سال که در آن هنوز گناه وجود دارد و شیطان تنها به طور موقت محدود می شود. هنگامی که او در مورد ترمیم همه چیزها صحبت می کند ، به معنای تجدید همه چیز - بهشت ​​جدید و زمین جدید است. او چیزی نمی گوید
در طی یک هزار سال بین سال این مفهوم کمترین حرفی را برای عیسی داشت
مهم است زیرا چیزی در مورد آن نگفتید.

از پا افتادن

همین اتفاق در کلیسای اولیه نیز افتاد. در اعمال 3,21 ، پیتر گفت: "مسیح باید در بهشت ​​بماند تا زمانی که هرچه خدا درباره آن صحبت کرده باشد از ابتدا توسط دهان پیامبران مقدس خود برگردانده شود." هنگام بازگشت ، مسیح همه چیز را احیا می کند و پیتر می گوید که این تعبیر صحیح از پیشگویی های عهد عتیق است. مسیح گناه را پشت سر نمی گذارد تا هزار سال بعد باعث ایجاد بحران عظیم شود. او همه چیز را به طور هم زمان قرار می دهد - یک بهشت ​​تجدید شده و یک زمین تجدید شده ، همه در یک بار ، همه چیز در بازگشت مسیح.

توجه کنید که پیتر در 2 پطرس 3,10:12 نوشت: «اما روز خداوند مانند یک دزد خواهد آمد. سپس آسمان با یک سقوط بزرگ ذوب می شود. اما عناصر با گرما ذوب می شوند و زمین و آثار روی آن داوری خود را خواهند یافت. » استخر آتشین در بازگشت مسیح تمام زمین را تمیز می کند. در مورد هزار سال چیزی نمی گوید. آیات 14 می خواند: "... جایی که آسمان ذوب می شود و عناصر از گرما ذوب می شوند. اما ما در انتظار یک بهشت ​​جدید و یک زمین جدید پس از قول آن ، که در آن عدالت ساکن است. بنابراین ، عزیزان من ، در حالی که شما منتظر آن هستید ، کوشش خواهید کرد که در مقابل او بی پناه و بی پناه باشید. »

ما به دنبال هزاره نیستیم ، بلکه بهشت ​​جدید و زمین جدید خواهیم رسید. وقتی در مورد خبر خوب دنیای شگفت انگیز فردا صحبت می کنیم ، آنچه باید بر آن تمرکز کنیم دوره ای موقت نیست که در آن گناه و مرگ هنوز وجود داشته باشد. خبرهای بهتری داریم که باید به آنها توجه کنیم: باید منتظر بمانیم تا همه چیز در بهشت ​​و زمین جدید بازیابی شود. همه اینها در روز خداوند اتفاق می افتد که مسیح برمی گردد.

Paulus

پولس همان دیدگاه را در 2 تسالونیكی 1,6: 7-8 ارائه می دهد: «برای خدا عادلانه است كه از كسانی كه در كنار شما هستند انتقام بگیرند ، اما برای شما كه مبتلا هستند ، اگر خداوند عیسی باشد ، با ما استراحت كنید. با فرشتگان قدرت خود را از بهشت ​​آشکار می کند. » خدا هنگام بازگشت ، آزارگران قرن اول را مجازات خواهد کرد. این به معنای رستاخیز کافران است ، نه فقط مؤمنان ، هنگام بازگشت مسیح. یعنی معاد و بدون دوره ای بین. او دوباره آن را در آیات 10 می گوید: "... در شعله های آتش ، برای انتقام گرفتن از کسانی که خدا را نمی شناسند و مطیع انجیل پروردگار ما عیسی مسیح نیستند. آنها از روی پروردگار و از قدرت شکوهمند او هنگام آمدن ، مجازات ، تباهی ابدی را متحمل می شوند ، که او توسط مقدسین خود تجلیل می شود و آن روز با شگفتی برای همه مؤمنان ظاهر خواهد شد. شما به آنچه شهادت داده ایم ، ایمان آوردید. "

این یک قیامت را توصیف می کند ، همه در همان زمان ، در روز بازگشت مسیح. هنگامی که کتاب مکاشفه از دو رستاخیز صحبت می کند ، با آنچه که پولس نوشت ، مغایرت دارد. پولس می گوید که خوب و بد در همان روز مطرح می شوند.

پولس آنچه را که عیسی در یوحنا 5,28: 29 گفت: تکرار می کند: «تعجب نکنید. ساعت خواهد رسید که همه کسانی که در گورها هستند صدای او را می شنوند و خواهند آمد که خیراتی را انجام داده اند ، رستاخیز زندگی ، اما کسانی که بدی کرده اند ، رستاخیز قضاوت است. » عیسی از رستاخیز خوبیها و بدها در همان زمان سخن می گوید - و اگر کسی می توانست آینده را به بهترین وجه توصیف کند ، این عیسی بود. اگر کتاب مکاشفه را بخوانیم تا با سخنان عیسی متناقض باشد ، آن را به اشتباه تفسیر می کنیم.

بیایید به رومیان نگاه کنیم ، طولانی ترین طرح پل در مورد مسائل اعتقادی. او جلال آینده ما را در رومیان 8,18: 23-18 توصیف می کند: "زیرا من متقاعد شده ام که رنج ها در این زمان بر جلالی که قرار است در ما آشکار شود ، تأثیر نخواهد گذاشت. زیرا انتظار مضطرب مخلوق منتظر است تا فرزندان خدا آشکار شوند. خلقت مشروط به ناپایداری است - بدون اراده آن ، اما از طریق کسی که آن را تسلیم کرده است - اما امیدوار است. زیرا خلقت نیز از اسارت ناپایداری به آزادی باشکوه فرزندان خدا رهایی می یابد »(جلد 21).

چرا آفرینش وقتی فرزندانشان جلال می گیرند منتظر فرزندان خدا هستند؟ زیرا خلقت نیز از اسارت آن خلاص می شود - احتمالاً در همان زمان. وقتی فرزندان خدا در جلال نازل می شوند ، خلقت دیگر منتظر نخواهد ماند. آفرینش تجدید خواهد شد - هنگام بازگشت مسیح ، بهشت ​​و زمین جدید وجود خواهد داشت.

پولس در 1 قرنتیان 15 همین نظر را به ما می دهد. او در آیه 23 می گوید که کسانی که به مسیح تعلق دارند با بازگشت مسیح قیام می کنند. آیه 24 سپس به ما می گوید: "پس از آن پایان ..." ، یعنی وقتی که پایان خواهد رسید. هنگامی که مسیح می آید تا قوم خود را پرورش دهد ، تمام دشمنان خود را نابود خواهد کرد ، همه چیز را بازیابی می کند و پادشاهی را به پدر واگذار می کند.

نیازی به گذشت یک دوره هزار ساله بین آیات 23 و 24 نیست. حداقل می توانیم بگوییم که اگر یک دوره زمانی درگیر باشد ، برای پول خیلی مهم نبود. در واقع ، به نظر می رسد که چنین زمانی با آنچه که در جای دیگر نوشت ، متناقض باشد و با آنچه خود عیسی گفته است متناقض باشد.

رومیان 11 در مورد پادشاهی پس از بازگشت مسیح چیزی نمی گوید. آنچه می گوید می تواند در چنین دورانی متناسب باشد ، اما هیچ چیز در رومیان 11 وجود ندارد که بتواند ما را مجبور به تصور چنین مدت زمانی کند.

حماسه

حال باید به دید عجیب و نمادین جان بپردازیم ، که کل بحث و جدال را برانگیخت. آیا جان با حیوانات گاه عجیب و غریب و نمادهای آسمانی خود ، آیا چیزهایی را که سایر حواریون فاش نکردند ، آشکار می کند ، یا آیا او دوباره همان چهارچوب نبوی را به روش های مختلف ارائه می دهد؟

بیایید در مکاشفه 20,1: 12 شروع کنیم. یک پیامبر [فرشته] از بهشت ​​می آید تا شیطان را ببندد. کسی که تعالیم مسیح را می دانست احتمالاً فکر می کند که این قبلاً اتفاق افتاده است. در متی ، عیسی متهم شد که ارواح شیطانی را از طریق شاهزاده خود ربوده است. عیسی پاسخ داد:

"اما اگر ارواح شیطانی را با روح خدا بیرون کنم ، پادشاهی خدا به شما رسیده است" (آیه 28). ما معتقدیم که عیسی شیاطین را با روح خدا بیرون می کند. بنابراین ما همچنین متقاعد شده ایم که ملکوت خدا از قبل به این عصر رسیده است.

عیسی سپس در آیه 29 می افزاید: «یا چگونه كسی می تواند وارد خانه مردی قدرتمند شود و اگر اولی به این مرد قوی نپردازد ، اجناس خانگی خود را غارت كند؟ فقط در این صورت می تواند خانه خود را دزدید. عیسی توانست به شیاطین فرمان دهد زیرا او قبلاً وارد دنیای شیطان شده و به آن پیوسته است. این همان کلمه ای است که در مکاشفه 20 است. شیطان شکست خورد و محدود شد. شواهد بیشتری در این باره وجود دارد:

  • در یوحنا 12,31 ، عیسی گفت: «اکنون به این دنیا قضاوت می شود. اکنون شاهزاده این جهان اخراج خواهد شد. " شیطان در حالی که عیسی کار می کرد اخراج شد.
  • کولسیان 2,15 به ما می گوید که عیسی دشمنان خود را از قبل قدرت خود سلب کرده است و "از طریق صلیب بر آنها پیروز شده است".
  • عبرانیان 2,14: 15 به ما می گوید که عیسی با گرفتن مرگ خود بر روی صلیب شیطان را نابود کرد - این یک کلمه قوی است. "از آنجا که بچه ها اکنون گوشت و خون هستند ، او نیز آن را به همان اندازه پذیرفت ، به طوری که با مرگ او قدرت کسانی را که کنترل مرگ یعنی شیطان را داشتند کنترل می کرد."
  • در اول یوحنا 1: 3,8 آمده است: "پسر خدا ظاهر شد كه کارهای شیطان را نابود می كند."

همانطور که آخرین جمله در جودا 6: "حتی فرشتگان ، که مقام آسمانی خود را حفظ نکرده اند ، اما ساکن خود را ترک کرده اند ، او با پیوندهای ابدی در تاریکی برای داوری روز بزرگ نگه داشته است."

شیطان قبلاً محدود شده است. قدرت او قبلاً محدود شده است. بنابراین اگر مکاشفه 20 می گوید که جان دید چطور شیطان مقید است ، می توان نتیجه گرفت که این یک تصور از گذشته است ، اتفاقی که قبلاً رخ داده است. ما به پایان رسیده ایم تا بخشی از تصویری را مشاهده کنیم که سایر دیدها به ما نشان نداده است. می بینیم که شیطان با وجود تأثیر مداوم خود ، در حال حاضر دشمن شکست خورده است. او دیگر نمی تواند مردم را کاملاً اغوا کند. پتو برداشته می شود و مردم از همه ملل قبلاً انجیل را می شنوند و به مسیح می آیند.

سپس ما در پشت صحنه گرفته می شود تا ببینیم که شهدا قبلاً با مسیح هستند. اگرچه آنها برش خورده و یا در غیر این صورت كشته شدند ، به زندگی آمدند و با مسیح زندگی كردند. این دیدگاه آمیلنیایی گفت: آنها اکنون در بهشت ​​هستند و این نخستین رستاخیز است که برای اولین بار در آن زندگی می کنند. رستاخیز دوم رستاخیز بدن است؛ نکته اول این است که در این ضمن ما با مسیح زندگی می کنیم. همه کسانی که در این معاد شرکت می کنند ، مبارک و مقدس هستند.

مرگ اول با حالت دوم فرق دارد. بنابراین فرض بر این است که قیامت اول مانند دومین خواهد بود. آنها در اصل متفاوتند. درست همانطور که دشمنان خدا دو بار می میرند ، پس رستگاران دو بار نیز زندگی می کنند. در این بینش ، شهدا قبلاً با مسیح هستند ، با او حكومت می كنند ، و این به طول می انجامد بسیار طولانی ، با عبارت "هزار سال".

وقتی این مدت طولانی به پایان رسید ، شیطان آزاد خواهد شد ، مصیبت بزرگی به وجود خواهد آمد و شیطان و قدرتهای او برای همیشه شکست خواهند خورد. داوری ، استخر آتشین و سپس یک بهشت ​​و زمین جدید وجود خواهد داشت.

نکته جالب در متن اصلی یونانی آیه 8 می توان یافت: شیطان مردم را نه تنها برای مبارزه بلکه برای مبارزات جمع می کند - در مکاشفه 16,14:19,19 و. هر سه آیه همان مبارزات مهم اوج بازگشت بازگشت مسیح را توصیف می کنند.

اگر چیزی جز کتاب مکاشفه نداشتیم ، احتمالاً این دیدگاه تحت اللفظی را می پذیرفتیم - که شیطان هزار سال است که مقید است ، بیش از یک معاد وجود دارد ، که در ملکوت خدا حداقل سه مرحله وجود دارد ، که حداقل دو جنگ اوج وجود دارد و بیش از یک جمله از "روزهای گذشته" وجود دارد.

اما کتاب مکاشفه همه ما نیست. ما بسیاری از کتاب مقدس ها داریم
کسانی که به روشنی معاد را آموزش می دهند و می آموزند که بازگشت عیسی به پایان خواهد رسید. بنابراین ، اگر در این کتاب آخرالزمانی با چیزی روبرو شویم که به نظر می رسد با سایر عهد جدید مغایرت دارد ، لازم نیست که عجیب و غریب را بپذیریم زیرا آخرین بار است [آخرین کتاب مقدس]. در عوض ، ما در یک کتاب از چشم اندازها و نمادها به متن متن آن نگاه می کنیم و می بینیم که چگونه می توان نمادهای آن را به گونه ای تفسیر کرد که با سایر کتاب مقدس مغایرت نداشته باشد.

ما نمی توانیم یک سیستم کلامی پیچیده را بر مبهم ترین کتاب موجود در کتاب مقدس قرار دهیم. این امر باعث ایجاد مشکلات می شود و توجه ما را از آنچه در عهد جدید است واقع می کند. پیام کتاب مقدس پس از بازگشت مسیح بر یک پادشاهی موقت متمرکز نمی شود. این تمرکز بر آنچه که مسیح هنگام انجام اولین کار انجام می داد ، آنچه که اکنون در کلیسا انجام می دهد ، و به عنوان نکته مهم این است که چگونه همه چیز بعد از بازگشت او در ابدیت به پایان می رسد.

پاسخ به آمیلنیالیسم

دیدگاه سالانه فاقد پشتیبانی کتاب مقدس است. بدون مطالعه نمی توان به سادگی از بین رفت. در اینجا چند کتاب وجود دارد که می تواند به شما در مطالعه در مورد هزاره کمک کند.

  • معنی هزاره: چهار نمایش ، ویرایش توسط رابرت کلوز ، InterVarsity ، 1977.
  • مکاشفه: چهار دیدگاه: یک تفسیر موازی
    تفسیر موازی] ، توسط استیو گرگ ، انتشارات نلسون ، 1997.
  • هزاره هزاره: مرتب سازی بر گزینه های انجیلی
    گزینه های مرتب سازی] ، توسط استنلی گرنز ، InterVarsity ، 1992.
  • سه نمایش در مورد هزاره و فراتر از آن ، توسط دارل بوک ، زندروان ، 1999.
  • میلارد اریکسون در الهیات مسیحی خود کتابی درباره هزاره و فصل خوبی در مورد آن نوشته است. وی قبل از تصمیم گیری در مورد گزینه ای ، مروری بر گزینه ها می کند.

تمام این کتابها سعی در بیان نقاط قوت و ضعف هر مفهوم در مورد هزاره دارند. در برخی ، نویسندگان نظرات متقابل را نقد می کنند. همه این کتابها نشان می دهد که سؤالات پیچیده است و تجزیه و تحلیل آیات خاص می تواند کاملاً مفصل باشد. این یکی از دلایلی است که بحث همچنان ادامه دارد.

پاسخ نامه پیش نویس

چگونه یک حامی پیشامینیونالیستی در برابر دیدگاه سالانه واکنش نشان خواهد داد؟ پاسخ می تواند شامل چهار نکته زیر باشد:

  1. کتاب مکاشفه بخشی از کتاب مقدس است و ما نمی توانیم آموزه های آن را نادیده بگیریم زیرا تفسیر آن دشوار است یا به دلیل ادبیات آخرالزمانی است. ما باید آن را به عنوان کتاب مقدس بپذیریم ، حتی اگر این شیوه نگاه به قسمت های دیگر را تغییر دهد. ما باید اجازه دهیم که چیز جدیدی را فاش کند ، نه فقط چیزهایی را که قبلاً به ما گفته شده بود تکرار کند. ما نمی توانیم از قبل فرض کنیم که چیز جدید یا متفاوتی را نشان نمی دهد.
  2. مکاشفه بیشتر تضادی با وحی قبلی نیست. درست است که عیسی از رستاخیز سخن گفت ، اما هیچ تضادی در این واقعیت وجود ندارد که می توان او را قبل از همه مطرح کرد. بنابراین ما در حال حاضر دو معاد داریم بدون اینکه با مسیح مخالف باشیم ، و بنابراین هیچ فرقی با این فرض نداریم که رستاخیز یک به دو یا چند دوره تقسیم می شود. نکته این است که هر شخص فقط یک بار بزرگ می شود.
  3. موضوع مراحل اضافی از پادشاهی خدا. یهودیان در انتظار مسیح بودند که بلافاصله عصر طلایی را معرفی می کند ، اما او این کار را نکرد. اختلاف زمان زیادی در تحقق پیشگویی ها وجود داشت. این توسط افشاگری های بعدی توضیح داده می شود. به عبارت دیگر ، اضافه کردن دوره های بی سابقه ای متناقضی نیست - این یک توضیح است. این تحقق می تواند و از قبل در مرحله هایی با شکاف هایی که اعلام نشده است ، انجام شود. 1 قرنتیان 15 چنین مراحل را نشان می دهد ، و همچنین کتاب مکاشفه در طبیعی ترین معنی آن است. ما باید این امکان را فراهم کنیم که اوضاع بعد از بازگشت مسیح شکل بگیرد.
  4. به نظر نمی رسد که دیدگاه سالانه به اندازه کافی به زبان مکاشفه 20,1: 3 توجه شود. نه تنها شیطان محدود است ، بلکه او نیز قفل و مهر شده است. تصویر یکی از مواردی است که دیگر هیچ اثری ندارد ، حتی جزئی. درست است که عیسی از صحافی شیطان و درست صحبت کرد که او شیطان را بر روی صلیب شکست. اما پیروزی عیسی مسیح بر شیطان هنوز کاملاً تحقق نیافته است. شیطان هنوز هم فعال است ، او هنوز هم تعداد زیادی از مردم را اغوا می کند. خوانندگان اصلی که توسط پادشاهی حیوانات مورد آزار و اذیت قرار گرفتند ، به راحتی تصور نمی کنند که شیطان قبلاً مقید بوده است ، به طوری که او دیگر نمی تواند مردم را اغوا کند. خوانندگان به خوبی می دانستند که اکثریت قریب به اتفاق امپراتوری روم در اغواگری است.

به طور خلاصه ، پیروان چشم انداز آمیلنیال می تواند پاسخ دهد: بله ، ما می توانیم به خدا اجازه دهیم چیزهای جدید را فاش کند ، اما ما نمی توانیم از ابتدا تصور کنیم که هر چیز غیرمعمول در کتاب وحی واقعاً چیز جدیدی است. در عوض ، ممکن است این یک ایده قدیمی در لباس جدید باشد. تصور اینکه رستاخیز می تواند با فاصله زمانی از هم جدا شود ، به معنای آن نیست. و ایده ما از آنچه خوانندگان اصلی درباره شیطان احساس می کردند باید تعبیر ما از آنچه باشد
نمادگرایی آخرالزمانی واقعاً به معنای کنترل است. ما می توانیم احساس ذهنی ایجاد کنیم
از کتابی که به زبان نمادین نوشته شده است ، یک طرح دقیق بسازید.

نتیجه

حال پس از دیدن دو دیدگاه رایج درباره هزاره چه باید بگوییم؟ با اطمینان می توانیم بگوییم که "برخی از آداب مسیحی هزاره را به معنای واقعی کلمه 1000 سال قبل از بازگشت مسیح تعبیر می کنند ، در حالی که برخی دیگر بر این باورند که شواهد کتاب مقدس تعبیر سمبولیکی را نشان می دهد: یک دوره نامشخص با زمان رستاخیز مسیح با بازگشت او آغاز می شود و به پایان می رسد. »

هزاره آموزه ای نیست که تعریف کند که یک مسیحی واقعی چیست و چه کسی نیست. ما نمی خواهیم مسیحیان را بر اساس انتخاب آنها در مورد نحوه تفسیر این موضوع تقسیم کنیم. ما می دانیم که مسیحیان به همان اندازه صمیمانه ، تحصیل کرده و به همان اندازه وفادار می توانند در مورد این آموزه به نتیجه های مختلفی برسند.

برخی از اعضای کلیسای ما تقاضاهای قبل از تولد ، برخی از آمیلنیا یا سایر دیدگاه ها را به اشتراک می گذارند. اما موارد بسیاری وجود دارد که ما می توانیم در مورد آنها توافق کنیم:

  • همه ما معتقدیم که خداوند از همه قدرت برخوردار است و تمام پیشگویی های خود را انجام خواهد داد.
  • ما اعتقاد داریم که عیسی ما را در این عصر به پادشاهی خود آورده است.
  • ما اعتقاد داریم که مسیح به ما حیات بخشید ، وقتی که خواهیم مرد با او خواهیم بود و از مردگان برخیزیم.
  • ما قبول داریم که عیسی شیطان را شکست ، اما شیطان هنوز در این جهان نفوذ دارد.
  • ما موافقیم که تأثیر شیطان در آینده کاملاً متوقف خواهد شد.
  • ما معتقدیم که هر کس توسط خدای مهربان قیام و قضاوت خواهد کرد.
  • ما معتقدیم که مسیح برمی گردد و بر همه دشمنان پیروز خواهد شد و ما را به سمت ابدیت با خدا سوق می دهد.
  • ما به یک بهشت ​​جدید و یک زمین جدید ایمان داریم که عدالت در آن ساکن است و این دنیای شگفت انگیز فردا برای همیشه ماندگار خواهد شد.
  • ما معتقدیم که ابدیت بهتر از هزاره خواهد بود.

ما چیزهای زیادی داریم که می توانیم با هم هماهنگ شویم. ما نیازی نیست که بر اساس عقاید مختلف درباره نظمی که خداوند اراده خود را انجام خواهد داد ، جدا شویم.

شرح وقایع روزهای گذشته جزئی از رسالت موعظه کلیسا نیست. انجیل درمورد این است که چگونه می توانیم وارد پادشاهی خدا شویم ، نه تاریخ زمانی که اتفاقات رخ می دهد. عیسی بر وقایع تأکید نکرد. او همچنین بر امپراتوری تأکید نکرد که فقط برای مدت محدود ادامه یابد. از میان 260 فصل در عهد جدید ، تنها یک مورد در مورد هزاره است.

ما تفسیر وحی 20 را مقاله ای از ایمان نمی کنیم. ما چیزهای مهمتری برای موعظه داریم و چیزهای بهتری برای موعظه داریم. ما موعظه می کنیم که از طریق عیسی مسیح می توانیم نه تنها در این عصر ، نه فقط برای 1000 سال زندگی کنیم ، بلکه برای همیشه در شادی ، آرامش و سعادت که هرگز تمام نمی شود.

یک رویکرد متعادل به هزاره

  • تقریباً همه مسیحیان قبول دارند كه مسیح برمی گردد و داوری خواهد بود.
  • مهم نیست که مسیح بعد از بازگشت چه خواهد کرد ، هیچ کس که معتقد باشد ناامید نخواهد شد.
  • عصر جاودانه بسیار با شکوه تر از هزاره است. در بهترین حالت ، هزاره دوم بهترین است.
  • ترتیب دقیق زمانی جزء اساسی انجیل نیست. انجیل در مورد چگونگی ورود به پادشاهی خدا است ، نه جزئیات زمانی و جسمی مراحل خاص آن پادشاهی.
  • از آنجا که عهد جدید بر ماهیت یا زمان هزاره تأکید نمی کند ، نتیجه می گیریم که این یک نوار مرکزی در وظیفه رسالت کلیسا نیست.
  • مردم را می توان بدون اعتقاد خاصی در مورد هزاره نجات داد. این
    نقطه در انجیل مرکزی نیست. اعضا می توانند نظرات مختلفی داشته باشند.
  • مهم نیست که نظر کدام یک از اعضا را به اشتراک می گذارد ، او باید تصدیق کند که سایر مسیحیان صمیمانه معتقدند که کتاب مقدس در غیر این صورت تعلیم می دهد. اعضا نباید درباره کسانی که دیدگاههای دیگری دارند قضاوت یا تمسخر کنند.
  • اعضا می توانند با خواندن یک یا چند کتاب فوق ، خود را در مورد سایر اعتقادات آموزش دهند.
  • توسط مایکل موریسون

پی دی افهزاره